الشيخ أبو الفتوح الرازي

203

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

بشكستيم از دهى كه ظالم بودند ، و بيافريديم پس از آن گروهى ديگر را . چون بديدند عذاب ما كه ديدى ( 1 ) ايشان از آن جا مىتاختند ( 2 ) . متازى و باز شوى با آنچه شما را رها كردند ( 3 ) در آن و جايهاى شما تا همانا شما [ را ] ( 4 ) بپرسند . گفتند : واى ( 5 ) ما ! بوديم ستمكاره ( 6 ) . زايل نباشد اين گفتار دعوى ايشان تا كنيم ايشان را در و ده ( 7 ) مرده . و نيافريديم آسمان و زمين و آنچه ميان هر دو است بازى كننده ( 8 ) . اگر خواستمانى ( 9 ) كه گيريم بازى بگرفتمانى آن را از نزديك خود اگر كردمانى . بل بيفگنيم حق را بر باطل تا مغز بر آرد از او كه بينى آن نيست شده باشد ، و شما راست واى از آنچه وصف مىكنى . و او راست هر كه در آسمانها و زمين است و آنان كه نزديك ( 10 ) اويند ننمايند بزرگى از پرستش او و خسته نشوند . [ 26 - ر ] تسبيح مىكنند شب و روز و سست نشوند ( 11 ) .

--> ( 1 ) . آب : كه ناگاه . ( 2 ) . آج ، لب : مىگريختند . ( 3 ) . كذا در اساس ، آج ، لب : مترف بوده‌ايد . ( 4 ) . اساس : ندارد ، به قياس با نسخهء آط ، و اتّفاق نسخه بدلها ، افزوده شد . ( 5 ) . آط : اى فاى . ( 6 ) . آط ، آب ، آج ، لب : ستمكاران . ( 7 ) . آب ، آط : درويده . ( 9 ) . آط ، آب ، آج ، لب : خواستيمى . ( 8 ) . آط ، آب ، آج ، لب : است ببازى . ( 11 ) . آج ، لب : و روز ساكن نمىشوند . ( 10 ) . آط ، آب : بر ، آج ، لب : نزد .